بازیگران:Al Pacino, Robin Williams, Hilary Swank
کارگردان:Hillary Seitz
بی خوابی دومین فیلم کریستوفر نولان کارگردانی است که بسیاری او را به خاطر تسلط وسواس گونه در اجرا ، استنلی کوبریک دیگری می نامند. نولان در همان نخستین فیلم خود " یادگاری " – memento- نشان داد که می تواند جایگزینی برای بزرگان سینمای گذشته باشد. بی خوابی دومین اثر او و بازسازی فیلمی همنام از سینمای نروژ است.
بی خوابی با هلی شاتی از جنگل های برف گرفته و وهم انگیز شهری کوچک در منطقه ای نزدیک به قطب شروع می شود. اولین نکته اساسی فیلم انتخاب لوکیشن در چنین منطقه ای است که به شکلی بیانگرایانه کارکردی مضمونی در فیلم می یابد. روایت فیلم با ورود کاراگاهی مشهور به نام ویل درومر (آل پاچینو) و همکارش هپ اکهارت از لس آنجلس برای تحقیق درباره پرونده قتل دختر جوانی شروع می شود. در یکی از تعقیب و گریزها ، کاراگاه به دلیل عدم دید به خاطر مه تصادفا همکارش را به قتل می رساند و گره افکنی روایت در این نکته است که تنها شاهد این قتل ، قاتل دختر است. روایت از این جا دوپاره می شود. از یک سو کاراگاه به دنبال حقیقت یابی و یافتن قاتل ، والتر فینچ – با بازی رابین ویلیامز – است و از سویی دیگر به دنبال فرار از حقیقت قتلی که خود مرتکبش شده و مخفی کردن آن است و این است راز بی خوابی او. وقتی در بیشتر ساعات محیط بیرونی روشن است بنابراین فضاهای داخلی عمدتا فضاهایی تاریک می شوند و نفوذ نور از روزنه های پنجره ها که به خصوص در سکانس گفتگوی ویل با زن صاحب مسافرخانه روی آن تاکید می شود استعاره ای از عدم توان گریختن از حقیقت است. به عبارتی دیگر نور و روشنی در فضای دایجتیک فیلم هم شکلی مادی و هم شکلی استعاری از حقیقت می گیرد که در هر دو شکلش خواب را از چشم ویل می گیرد. بی خوابی ویل که به شکلی ، جزئی از مولفه های رفتاری او می شود . در روایت عامدانه هیچ گونه اطلاعاتی از زندگی خانوادگی ویل ارائه نمی شود تا تنهایی و وانهادگی او بیشتر به چشم آید.
انتخاب محیط رخ دادن ماجرا یعنی جایی که حتی ساعت ده شب نیز هوا روشن است به نوعی نقطه مقابل فضاسازی های سینمای موسوم به نوآر می باشد که در آن ها فیلم های نوآر به شکلی اکسپرسیونیستی تیرگی و خفگی محیط از طریق فیلمبرداری با تنالیته بالا و نور کم بازتاب مضمونی فضای رخداد به حساب می آمد . اما در اینجا فضای آرام و برفی محیط خود به شکلی اگزوتیک عاملی می شود تا احساس بیگانگی با محیط را برای کاراگاه تشدید کند. شروع فیلم و هلی شات آغازین ، به نوعی ادای دین نولان به کارگردانی است که پیشتر این نوع بیگانگی با محیط را تصویر سازی کرد : استنلی کوبریک در فیلم درخشش (shining) . این نما را مقایسه کنید با آغاز درخشش و هلی شاتی از تصویری اتوموبیلی زرد در بطن کوهستانی تماما سفید و برفی.
تیتراژ(عنوان بندی) «بی خوابی» به خوبی و به نحوی موجز، وضعیت دشوار شخصیت اصلی فیلم را باز می تابد. نوشته های تیتراژ را در حالی می بینیم که هر کدام، ابتدا فلو(نا واضح) است و به تدریج فوکوس(واضح) می شود. گویی تیتراژ را از نگاه یک آدم خوابزده می بینیم. بعد شاهد بافت پارچه ای هستیم که خون به تدریج در آن نفوذ می کند و نام فیلم هم روی همین نما می آید.
{{Fullname}} {{Creationdate}}
{{Body}}